تبلیغات
شوریده - داستان کسی که در را برویـم باز میکنه
 
شوریده
عکس های زیبا :: فلش های دیدنی :: اس ام اس های جدید
درباره وبلاگ


سرگرمی های جالب و دیدنی,عکس های زیبا,اس ام اس های عاشقانه,کلیپ های دیدنی,بازی های آنلاین,تست های هوش,دعوت نامه های رایگان

مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
نظرسنجی
از چه موضوعی خوشتون میاد








کلیک کن خودت ببین
داستان

اولین روز بعد از عروسی زن و شوهـر توافـق کردن که در را به روی هیچکــس باز نکنن...!
ابتدا پــــدر و مــادر پســـر آمـدن...
زن و شـوهر نگاهی به همدیگــر انداختن اما چون از قبـل توافـــق کرده بودن هیچکـــــدام در را باز نکــردن...
ساعتـی بعـــد پــدر و مـادر دختــر آمــدن...
زن و شـوهر نگاهی به همدیگـر انداختن و اشـک در چشمـان زن جمع شد...
و در این حال گفت نمیتـــونم ببینم که پــدر و مـادرم پشت در باشند و در را روشـون بـاز نــکنم...
شوهـر چیزی نگفت و در را برویشـان گشود...
اما این موضـوع را پیـش خـودش نگـه داشت...
سـالها گـذشت و خـداوند به آنها چهار پسـر داد...
پنجمیـن فرزنـدشان دختـر بود...
برای تولـد این فرزنـد پــدر بسیار شـادی کرد و چنـد گوسفند را سر بریـد و میهمانی مفصلی داد...
مــردم متعجبـانه از او پرسیدنــد علـت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست...؟!
مـرد بسادگی جواب داد : چون این همـون کسیـه که در را برویـم باز میکنه...!






نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان، شنیدنی، جالب، فرزند، قشنگ، عروسی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 


مطالب وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :